طرح ستاره دنباله دار
حداقل مبلغ سپرده به یک میلیون تومان کاهش یافت
حداقل مبلغ سپرده به یک میلیون تومان کاهش یافت
شماره حساب بانکی ایران (شبا)
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بسم الله الرحمن الرحیم
جابر بن عبد الله انصاری از رسول اکرم ص پرسید: یا رسول الله اولین مخلوق عالم برای برآورده شدن حاجت چه بوده است.
حضرت فرمودند: اول چیزی که خداوند عالمیان خلق نمود نور من بود و آن نور را ده جزء تقسیم نمود و از جزء اول عرش عظیم را آفرید و عرش را چهار صد هزار رکن مقرر فرمود که از رکنی تا رکن دیگر چهارصد سال راه است و از جزء دوم آن نور قلم را آفرید.
حضرت حق به قلم فرمود: بنویس٫ قلم گفت: چه بنویسم؟
حضرت حق فرمود: هر امری که تا قیامت با مخلوقات خواهد بود. قلم گفت: به کدام کلام ابتدا کنم؟
خداوند فرمود: بنویس: بسم الله الرحمن الرحیم
چون قلم بسم الله نوشت، از هیبت بسم الله الرحمن الرحیم قلم منشق شد و چندیدن سال قلم سرشکافته بر لوح ماند.
کتاب خواص الایات: ص۳ حاشیه کتاب
شادان دلی که در غم جانان شکسته است
چون زورقی که در کف طوفان شکسته است
از قیمت او فتاد چو بشکست هر درست
جز آن دلی که در غم جانان شکسته است
بس دل که روز معرکه در رزم دشمنان
سخت است و پیش دوست چه آسان شکسته است
با یک نگاه رونق بازار دلبری
گل چهرم از دو نرگس فتان شکسته است
تکیه مکن بعهد نگاری که شد چو مست
پیمانه را نهاده و پیمان شکسته است
فخرا شکستگی بدرستی بود کمال
شاخه ز میوه های فراون شکسته است
دیوان فخرا
سلمان می فرماید:حضرت زهرا س کلامی به من آموخت که حضرت رسول ص به او آموخته بود که صبح و شام آنرا می خواند.
حضرت زهرا س فرمودند: اگر می خواهی دردنیا هرگز به تب گرفتار نشوی مداومت کن بر این دعا:
بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله النور به نام خداوندی که نور است
بسم الله نور النور به نام خداوندی که نور نور است
بسم الله نور علی نور به نام خداوندی که نور است بالای نور
بسم الله الذی هو مدبر الامور به نام خداوندی که فقط تدبیر کننده کارها است
بسم الله الذی خلق النور من النور به نام خداوندی که نور را از نور آفرید
الحمد لله الذی خلق النور من النور ستایش خدایی که نور را از نور آفرید
و انزل النور علی الطور فی کتاب مسطور نور را بر کوه طور فرو فرستاد در میان نامه نوشته شده
فی رق منشور در کاغذ و ورقه گشوده بقدر مقدور به اندازه معین علی نبی محبور بر یامبر دانشمند
الحمد لله الذی هو بالعز مذکور ستایش مخصوص خدایی است که به عزت یاد شده و بالفخر مشهور و به فخر مشهور است
و علی السراء و الضراء مشکور و بر خوشی و ناخوشی سپاس گذارده است و صلی الله علی سیدنا محمد و اله اجمعین
مفاتیح الجنان بعد از دعای توسل
حضرت سلمان فرمود: چون این دعا را از حضرت فاطمه س آموختم به خدا قسم به بیش از هزار نفر از اهل مکه و مدینه که به تب مبتلا بودند آموختم پس همه یه اذن خدای تعالی شفا یافتند.
حلیه التقین، ص۱۵۱، منتهی الامال: ص ۱۶۳
فکرم همهجا هست، ولی پیشِ خدا نیست سجادۀ زَردوز که محرابِ دعا نیست
گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟ اندیشه سَیّالِ من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟!
از شدّتِ اِخلاصِ من عالَم شده حیران تعریف نباشد، ابداً قصدِ ریا نیست!
از کمّیتِ کار که هر روز سه وعده از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست
یک ذرّه فقط کُندتر از سرعتِ نور است هر رکعتِ من حائزِ عنوان جهانیست!
این سجدۀ سهو است؟ و یا رکعتِ آخر؟ چندیست که این حافظه در خدمتِ ما نیست
ای دلبرِ من! تا غمِ وام است و تورُّم محراب به یاد خمِ ابروی شما نیست
بیدغدغه یک سجدۀ راحت نتوان کرد تا فکر من از قسطِ عقبمانده جدا نیست
هر سکّه که دادند دوتا سکّه گرفتند گفتند که این بهرۀ بانکیست، رِبا نیست!
از بس که پیِ نیم وَجَب نانِ حلالیم در سجدۀ ما رونق اگر هست، صفا نیست
بَه بَه، چه نمازیست! همین است که گویند راهِ شُعَرا دور زِ راهِ عُرَفا نیست

خواهرم برای اینکه زیباتر از همیشه باشی به این چند دستور عمل کن:
• چشمپوشی از گناهان را سورمه چشمانت کن که زیباتر گردند.
• رنگ راستگویی بر لبانت بکش تا براقتر شوند.
• از سرخاب زندگی برای صورتت استفاده کن که در فروشگاههای ایمان عرضه می گردد.
• همیشه از صابون استغفار برای زدودن چرک گناهت استفاده کن که بوی بهشتی دارد.
• گوشواره ادب را زینت گوشهایت کن.
• با کرم وضو صورتت را نورانی کن.
• با بیمه عشق به خدا خود را از هر آسیبی مصون نگهدار.

همین دیروز بود که دهان احساس تشنگی کرد و به چشم گفت: «می توانی برایم آب پیدا کنی.» چشم نگاهی به دور دستها انداخت و با خوشحالی گفت: «آب؛ چه آب گوارا و زلالی؛» و تمام شهرِ بدن را سه کیلومتر خِرکِش کرد؛ ولی وقتی شهروندان متوجه شدند کلاه سرشان رفته و آبشان سراب است، گوش مالی مفصّلی به چشم دادند و زیرش را هم؛ به علامت اعتراض؛ کبود کردند؛ تا دیگر از این غلطها نکند.
خلاصه تمامی اهالی شهر، مرتکب اینگونه اشتباهات می شدند و حال همه را می گرفتند و این قضایا هر روز تکرار میشد.
خداوند که اوضاع را اینطور دید، هدیه ای بسیار ارزشمند برایشان فرستاد؛ پیشوایی به نام عقل.
و از آن به بعد بود که شهرِ بدن توانست زندگی بسیار زیبایی را در کنار هدیه ای که راهنما و پادشاهشان بود، تجربه کند؛ و این شهر حالا دیگر با قبل خیلی تفاوت داشت؛ چون دیگر بی عقل نبود.
در شهر بزرگ زمین هم چند میلیارد انسان زندگی می کنند به نامهای ..... ؛ آنها هم دچار اشتباهات زیادی می شوند و خیلی وقتها راه را از بیراهه تشخیص نمی دهند و با هم اختلاف فکر و عقیده پیدا می کنند...
راستی خدایی که برای رفع اشتباه شهرکی چند نفره، پیشوا فرستاده، آیا ممکن است کلان شهری چند میلیاردی را در اختلاف و اشتباه رها کند؟؟؟
اقتباس از بحث هشام بن حکم با عمرو بن عبید(اصول کافی/ کتاب حجّت/ ح3/ ج1/ ص224)