داستان کوتاه ازدواج شاهزاده

روزی روزگاری دخترکی فقیر دل به پسر پادشاه شهر بسته بود آنقدر که روز و شب در رویای او بود.

دخترک آنقدر سر به عشق پسر پادشاه سپرده بود که هیچ مردی در چشمانش جلوه نمیکرد.

خانواده ی دخترک و دوستانش که از عشق او خبر داشتند به وی توصیه می کردند که دل از این عشق ناممکن برگیرد.

و به خواستگارانی که مانند خودش فقیر بودند پاسخ دهد.اما او تنها لبخند میزد .

او میدانست که همگان تصور میکردند او عاشق پول و مقام پسر پادشاه شده …

اما خودش میدانست که تنها مهر پاک او را در سینه دارد . روزگار گذشت تا خبری در شهر پیچید .

پادشاه تصمیم گرفته بود دخترکی را از طبقه اشراف شهر برای پسرش انتخاب کند.

اما پسر از پدر خواست تا شرط ازدواجش را خودش تعیین کند. پادشاه قبول کرد .

و شاهزاده روزی تصمیم خود را اعلام کرد…

وی گفت فلان روز تمام دختران دوشیزه ی شهر به میدان اصلی شهر بیایند

تا من همسرم را از میان آنان برگزینم .

همه دختران خوب و بد زشت و زیبا و فقیر و دارا به میدان شتافتند و پسر پادشاه در انجا گفت

من قصد دارم همسرم را از میان دختران شهر خودم انتخاب کنم اما تنها یک شرط برای همسر من واجب است

که من آن شرط را بازگو نمیکنم. تنها یک خواسته دارم …

من به تمامی دختران شهر تخم گلی را میدهم و آنان باید تخم گل را پرورش دهند و پس از مدتی گلی زیبا از آن رشد کند.

هر دختری که سلیقه ی بیشتری را به خرج دهد و گلدان زیباتری را برای من بیاورد همسر آینده ی من خواهد بود.

دختران با شور و شعف تخم گلها را گرفتند که در میان آنها دخترک دل سپرده نیز تخمی از دستان پسر پادشاه گرفت…

دوستان دختر او را مسخره کردند که چرا فکر میکنی پسر پادشان میان این همه دختران با سلیقه ی شهر تو را انتخاب میکند …!

اما دخترک لبخندی زد و پاسخ داد پرورش گلی که او خواسته نیز برایم لذت آور است...

روزها گذشت و کم کم زمان به روز موعود نزدیک میشد …

اما دخترک هر چی بیشتر به گلدان خود میرسید و به آن آب میداد

و از آن مراقبت میکرد گلی از آن نمی رویید … او روز به روز افسرده تر میشد .

به گفته ی دوستانش پی میبرد . تا روز موعود ….

که همه دختران شهر با گلدانهایی زیبا و خوشبو راهی قصر شدند …

یکی گلدانی از یاس های وحشی و دیگر نیز گلدانی از رز های سرخ در دست داشتن

یکی شب بوهای معطر و دیگری لاله های قرمز…

اما دخترک عاشق با گلدانی خشک و خالی راهی شد.

تنها به این امید که یک بار دیگر پسر پادشاه را ببیند …

شاهزاده که گلدانها را یکی یکی میگرفت چشمش به گلدان دخترک افتاد و او را صدا کرد …

سپس به نزد پدرش رفت و در گوش او چیزی گفت و پادشاه لبخندی به لب اورد …

پسر پادشاه بانگ بر آورد که همسر آینده من این دخترک است که گلدان خالی به همراه آورده …

همهمه ای راه افتاد همه حتی دخترک با تعجب به وی نگاه میکردند…

که پسر پادشاه گفت: مهمترین شرط من برای ازدواج صداقت همسرم بود …

در حالیکه تمام تخم گلهایی که به دختران دادم سنگ ریزه ای بیش نبود و قرار نبود گلی از آن بروید !

و تنها کسی که به دروغ متوسل نشد این دخترک بود …!

پس وی هیچ گاه در زندگی به من دروغ نخواهد گفت .

تصاویر روز تاسوعای حسینی صبح قینرجه سری 7

http://shrshr.persiangig.com/image/roz%20tasoa%2007/roz-tasoa-sobh-%2828%29.jpg

http://shrshr.persiangig.com/image/roz%20tasoa%2007/roz-tasoa-sobh-%2829%29.jpg

http://shrshr.persiangig.com/image/roz%20tasoa%2007/roz-tasoa-sobh-%2830%29.jpg

http://shrshr.persiangig.com/image/roz%20tasoa%2007/roz-tasoa-sobh-%2831%29.jpg

http://shrshr.persiangig.com/image/roz%20tasoa%2007/roz-tasoa-sobh-%2832%29.jpg

 

عشق از ثری تا ثریا

 عشق حقیقی مادام حضور در قلب عاشق عاشق را از معصیت باز می دارد پس باید با نگاهی به جلوه های حق نگریست نگاهی که جز عشق جنون آسا چیزی در پی نداشته باشد.

به صحرا بنگرم صحراته وینم ــــــــــــــــــــ  به دریا بنگرم دریاته وینم

به هر جا بنگرم کوه و در ودشت ـــــــــــــــــــ نشان از قامت رعناته وینم         (باباطاهر)

عشق کوتاهترین راه رسیدن به مقصود است گر چه این راه کوتاه است اما بسی دشوار .

 عشق زیباترین هدیه پروردگار - دنیای پر رمز ورازی است که نه با تولد انسان آغاز و نه با مرگش پایان می پذیرد.

 عشق سرایی شگفت آنجا که عاشق با دست محبت بر در سرای عشق می کوبد در انتظار گشودن در در تنهایی زانوی غم بغل می گیرد در حالی که سر به جیب تحیر فرو برده با معبود خود راز و نیاز می کند.

 الهی به مستان میخانه ات ــــــــــــــــــــ به عقل آفرینان دیوانه ات

 به رندان سر مست آگاه دل ــــــــــــــــــــ که هرگز نرفتند جز راه دل             (آرتیمانی)

نوشيدن آب سرد پس از غذا خوردن سرطان زاست*




چندی پیش خانمی به نام فاطیما محمدی ، 22 ساله دانشجوی رشته پزشکی در اوج
دوران زیبایی و جوانی به علت عارضه سرطان ریه
 از دست رفت.بیماری سرطان اکثر اوقات قابل جلوگیری است به شرط آنکه راه مقابله
با آن را بدانیم
 ثواب این کار را هدیه می کنیم به روح فداکار و مهربان فاطیمای عزیز
 . که تا لحظه آخر در شهر غریب و به دور از خانواده به هیچ کس حتی به خانواده
اش نگفت که چه می کشد و راضی به ناراحتی هیچکس نشد. روحش شاد
 *نوشيدن آب سرد پس از غذا خوردن سرطان زاست*

خوردن یک لیوان نوشیدنی خنک بنظر خیلی مطبوع میرسد . حال آنکه زمانی که شما آب
سرد بعد از غذا میل میکنید آب سرد می تواند توده های چربی را که شما با غذا
خورده اید سفت و منجمد کند . این عمل فرآیند هضم غذا را کند کرده و نیز زمانی
که با اسید معده ترکیب می شود تجزیه شده و بسرعت توسط روده جذب می شود .حتی
سریعتر از غذای جامد .

 این ماده سطح روده را می پوشاند و تبدیل به چر
بی شده و محمل مناسبی برای
سرطان می شود .. پس بهترین کار اینست که پس از خوردن غذا سوپ یا نوشیدنی گرم
بخوریم ..
 علائم مشترک حمله قلبی
 یک تذکر درباره حمله قلبی اینست که باید بدانیم که هر حمله قلبی لزوما با درد
در ناحیه بازوی چپ آغاز نمی شود . بهتر است که به درد شدید در ناحیه آرواره هم
حساس باشیم .
 شما ممکن است که در طول یک حمله قلبی هیچ احساس دردی در ناحیه قفسه سینه
نداشته باشید اما تهوع و عرق کردن شدید هم از علائم رایج این بیماری است ..
 شصت درصد افرادی که در خواب دچار حمله قلبی می شوند هرگز از خواب بیدار نمی
شوند . اما درد در ناحیه آرواره میتواند هشدار دهنده باشد و شما را از خواب
عمیق بیدار کند . بهتر است که مراقب باشیم . هرچه بیشتر بدانیم به ما شانس
بیشتری برای زنده ماندن می دهد .
 



عشقولانه

عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاریست .

 هر وقت دل تنگت میشم میام پشت در قلبت در میزنم پس هر وقت قلبت میزنه بدون دلم برات تنگ شده

عشق میوه تمام فصل هاست و دست همه کس به شاخسارش می رسد .
 
عشق مانند بیماری مسری است که هرچه بیشتر از آن بهراسی زودتر به آن مبتلا می شوی .
 

عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاریست .

هرکس به میزانی که تنهایی نیاز دارد عظمت دارد و بی نیاز تر است .
 
ازدواج مثل بازار رفتن است ، تا پول و احتیاج و اراده نداری به بازار نرو !
 
زندگی را اشکی بیش نمی دانم ، پس بگذار با اشک چشمانم بنویسم دوستت دارم !
 

زندگی را تو بساز ، نه بدان ساز که سازند و پذیری بی حرف ، زندگی یعنی جنگ ، تو بجنگ ، زندگی یعنی عشق ، تو بدان عشق بورز .

 

تصاویر روز تاسوعای حسینی صبح قینرجه سری 6

 عشق و آرامش

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى كه خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌كنند و سر هم داد می‌كشند؟

شاگردان فكرى كردند و یكى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم.

استاد پرسید: این كه آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى كه طرف مقابل كنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت كرد؟ چرا هنگامى كه خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

شاگردان هر كدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچكدام استاد را راضى نكرد...

سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى كه دو نفر از دست یكدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یكدیگر فاصله می‌گیرد. آنها براى این كه فاصله را جبران كنند مجبورند كه داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر كنند.

سپس استاد پرسید: هنگامى كه دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟

آنها سر هم داد نمی‌زنند بلكه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌كنند.

چرا؟ چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیك است. فاصله قلب‌هاشان بسیار كم است.

استاد ادامه داد: هنگامى كه عشقشان به یكدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟

آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌كنند و عشقشان باز هم به یكدیگر بیشتر می‌شود.

سرانجام، حتى از نجوا كردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یكدیگر نگاه می‌كنند!

این هنگامى است كه دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد..

http://shrshr.persiangig.com/roz%20tasoa%206/roz-tasoa-sobh-%2822%29.jpg

http://shrshr.persiangig.com/roz%20tasoa%206/roz-tasoa-sobh-%2824%29.jpg

http://shrshr.persiangig.com/roz%20tasoa%206/roz-tasoa-sobh-%2826%29.jpg

http://shrshr.persiangig.com/roz%20tasoa%206/roz-tasoa-sobh-%2827%29.jpg

برای دیدن تصاویر در اندازهای بزرگ روی لینک زیر هر تصویر کلیک کنید.

داستان کوتاه تلفنی به آسمان

الو ... الو... سلام

کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟

مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟

پس چرا کسی جواب نمیده؟

یهو یه صدای مهربون! ..مثل اینکه صدای یه فرشتس .بله با کی کار داری کوچولو؟

خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.

بگو من میشنوم .کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم ...

هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم .

صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟؟؟

فرشته ساکت بود .بعد از مکثی نه چندان طولانی:نه خدا خیلی دوستت داره.مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟

بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگی خدا

باهام حرف بزنه گریه میکنما...

بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛

بگو زیبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو..

دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد وگفت:خدا جون خدای مهربون،خدای قشنگم

میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...

چرا ؟این مخالف تقدیره .چرا دوست نداری بزرگ بشی؟

آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .

اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟

نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟

نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟

مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن.

مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم .

مگه ما باهم دوست نیستیم؟

پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟

خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟

مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد...

خدا پس از تمام شدن گریه های کودک:

آدم ،محبوب ترین مخلوق من..

چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه...

کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت.

کاش همه مثل تو مرا برای خودم ونه برای خودخواهی شان میخواستند .دنیا برای تو کوچک است ...

بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی...

کودک کنار گوشی تلفن،درحالی که لبخند برلب داشت برای همیشه به خواب فرو رفت

اس ام اس اربعین حسینی

 

اس ام اس اربعین سری 2

 

بسوز ای دل که امروز اربعین است / عزای پور ختم المرسلین است

قیام کربلایش تا قیامت /سراسر درس، بهر مسلمین است

اربعن حسینی تسلیت باد

 

/////////////////////////////////////////////////////

 

به یاد کربلا دل‏ها غمین است

دلا خون گریه کن چون اربعین است . . .

 

/////////////////////////////////////////////////////

 

بــاز دگر بـاره رســیــد اربـعـیــن / جوش زند خـون حـسـیـن از زمیــن

شـد چـهـلـم روز عــزای حـسـیــن / جــان جــهــان بـــاد فدای حـسین . . .

 

/////////////////////////////////////////////////////

 

امام صادق-ع: آسمان چهل روز در عزای حسین-ع گریست . . .

اربعین حسینی برشما و خانواده ی محترمتان تسلیت

/////////////////////////////////////////////////////


 

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز / دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین / بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند . . .

 

/////////////////////////////////////////////////////

 

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم / از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم / در رکاب تو فدایی می شدیم

 

/////////////////////////////////////////////////////

 

محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است . . .

 

/////////////////////////////////////////////////////

 

اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد / دل را حرم و بارگه خون خدا کرد

حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد ...


/////////////////////////////////////////////////////

 

ای به دل بسته ، قدری آهسته / کن مدارا با ، زینب خسته ...

یا حسین مظلوم ...

 

/////////////////////////////////////////////////////


 

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن / تموم حاجتا رو همه از می گیرن

بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه / شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه

شبای جمعه زهرا زائر این زمینه / سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ...

 

/////////////////////////////////////////////////////

 

آبروی حسین به کهکشان می ارزد / یک موی حسین بر دو جهان می ارزد

گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست / گفتا که حسین بیش از آن می ارزد . . .

معني عشق

عشق لذتی مثبت است که موضوع آن زیبایی است ، همچنین احساسی عمیق، علاقه‌ای لطیف و یا جاذبه‌ای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و می‌تواند در حوزه‌هایی غیر قابل تصور ظهور کند.

عشق و احساس شدید دوست داشتن می‌تواند بسیار متنوع باشد و می‌تواند علایق بسیاری را شامل شود.

در بعضی از مواقع، عشق بیش از حد به چیزی می‌تواند شکلی تند و غیر عادی به خود بگیرد که گاه زیان آور و خطرناک است و گاه احساس شادی و خوشبختی می‌بشد. اما در کل عشق باور و احساسی عمیق و لطیف است که با حس صلح‌دوستی و انسانیت در تطابق است. عشق نوعی احساس عمیق و عاطفه در مورد دیگران یا جذابیت بی انتها برای دیگران است. در واقع عشق را می‌توان یک احساس ژرف و غیر قابل توصیف دانست که فرد آنرا دریک رابطه دوطرفه با دیگری تقسیم می‌کند. با این وجود کلمه «عشق» در شرایط مختلف معانی مختلفی را بازگو می‌کند: علاوه بر عشق رومانتیک که ملغمه‌ای از احساسات و میل جنسی است، انواع دیگر عشق مانند عشق افلاطونی ، عشق مذهبی ، عشق به خانواده را می‌توان متصورشد و درواقع این کلمه را می‌توان در مورد هرچیز دوست داشتنی و فرح بخش مانند فعالیت‌های مختلف و انواع غذا به کار برد. «گراهام را دوست دارم». در زبان یونانی برای انواع مختلف عشق کلمات متفاوتی وجود دارد و درواقع کلمه عشق در زبان یونانی در قالب کلمات متعدد بیان می‌شود، اما در انگلیسی این کلمه با یک قالب هزاران معنی را تداعی می‌کند.

www.shrshr.ir

داستان کوتاه راست یا دروغ

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.

دختر لبخندی زد و گفت ممنونم

تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..

حال دختر خوب نبود..

نیاز فوری به قلب داشت..

از پسر خبری نبود..

دختر با خودش میگفت :

میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..

ولی این بود اون حرفات..

حتی برای دیدنم هم نیومدی…

شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم..

آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…

چشمانش را باز کرد..

دکتر بالای سرش بود.

به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟

دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.

شما باید استراحت کنید..

درضمن این نامه برای شماست..!

دختر نامه رو برداشت.

اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد.

بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:

سلام عزیزم.

الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.

از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم

میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..

پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..

امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.

(عاشقتم تا بینهایت)

دختر نمیتوانست باور کند..

اون این کارو کرده بود..

اون قلبشو به دختر داده بود..

آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..

و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم…!

بصیرت نافذ حضرت عباس (ع)

نداشتن مال، نداشتن سلامتی، نداشتن منصب، نداشتن شهرت، نداشتن زیبایی، نداشتن بصیرت و ... .

همه ی موارد فوق، در یک نقطه، مشترکند و آن هم «نداشتن» است؛ اما تمام نداشتن ها یکسان نیستند. بعضی چیزها را که نداشته باشی هم خودت را از سعادت، محروم میکنی و هم برای همیشه، نفرین و سرزنش برای خود می خری! نمونه اش همین «بصیرت» است که اگر در بعضی افراد، وجود داشت سرنوشت تاریخ، جور دیگری رقم می خورد.
 
بگذار برایت مثال بزنم؛ «عبیدالله بن حر جعفی»!
 
امام حسین (علیه السلام) برای او پیغام فرستاد که به او بپیوندد. بهانه آورد و نپذیرفت. پاسخ او را که برای امام آوردند، خود سیدالشهدا (علیه السلام) نزد او رفت و در نقش یک راه بلد، راه نجات را به او نشان داد. اما... اما امان از بی بصیرتی! به امام گفت: «اسب و شمشیرم را می دهم!» امام به او فرمود: ما خودت را می خواستیم؛ به اموالت احتیاج نداریم.1 البته «عبیدالله» پس از حادثه ی کربلا به شدت ابراز پشیمانی کرد؛ اما دیگر دیر بود و کار از کار گذشته بود.2
 
اما بشنوید از نقطه ی مقابل! از سلطان بصیرت و خدای بینش! او کسی نیست جز «عباس بن علی بن ابیطالب» (علیه السلام) . در کربلا برای او «امان نامه» آوردند و امنیت او را به شرط جداشدن از امام حسین (علیه السلام) تضمین کردند. اما پاسخ عباس چه بود؟ او به شمر گفت: لعنت بر امان تو باد. آیا از من می خواهی که برادر و مولایم را رها کرده و از ملعونین، اطاعت کنم؟... 3همین بصیرت بالا و معرفت عمیق بود که اباالفضل را باب الحوائج کرد و باعث شد امام معصوم، او را «نافذ البصیره» بخواند.4
 
و تو ای دوست من! بدان که «نداشتن بصیرت» تو را به چاه گمراهی، می کشاند؛ چون «بصیرت، نورافكن است؛ بصیرت، قبله‌نما و قطب‌نماست. توى یك بیابان، انسان اگر بدون قطب‌نما حركت كند، ممكن است تصادفاً به یك جائى هم برسد، لیكن احتمالش ضعیف است؛ احتمال بیشترى وجود دارد كه از سرگردانى و حیرت، دچار مشكلات و تعب هاى زیادى شود. قطب‌نما لازم است؛ بخصوص وقتى دشمن جلوى انسان هست. اگر قطب‌نما نبود، یك وقت شما مى‌بینید بى‌ساز و برگ در محاصره‌ى دشمن قرار گرفته‌اید؛ آن وقت دیگر كارى از دست شما برنمى‌آید. پس بصیرت، قطب‌نما و نورافكن است. در یك فضاى تاریك، بصیرت روشنگر است. بصیرت راه را به ما نشان میدهد.»5
 
دامن عــــلقمه و باغ گل یاس یکیست
قمر هاشمیان بین همه ناس یکیست
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای ابــاصالح و عبـــاس یکیست

 
پی نوشت ها:
 
1- موسوعة کلمات الامام الحسین/ ص 365
2- حیاة الامام الحسین/ ج 3/ ص 363 به نقل از مقتل خوارزمی 
3- لهوف/ سید بن طاووس/ ص122
4- امام صادق علیه السلام درباره عمویش عباس می فرماید: «کان عمنا العباس نافذ البصیرة; عموی ما عباس دارای بصیرت ژرف بود.» (نفس المهموم، ص 176)
5- بیانات مقام معظم رهبری  در دیدار جوانان قم/ چهارم آبان 1389